![]() |
![]() |
|
|
سلام
این آدرس وبلاگ جدیدم هست بیاین اونجا |
|
+ نوشته شده در
87/07/04ساعت 4:53 توسط امیر لهراسبی |
|
|
مومن در پيشگاه خدا همچون زمين در برابر خورشيد است كه چهار فصل دارد؛فصل اوّل، پاييز: براي ريختن رنگ تعلقات و دلبستگيها. فصل دوم، زمستان: برايسفيدشدن و رهايي از امراض تيرگيها و نيرنگها. فصل سوم، بهار: براي دميدن روح و زنده شدندرختان و گلزارها توسط ريح. فصل چهارم،تابستان: براي روييدن و چشيدن نعمات وثمرات درختان
|
|
+ نوشته شده در
87/05/27ساعت 4:16 توسط امیر لهراسبی |
|
|
هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است |
|
+ نوشته شده در
87/05/27ساعت 4:6 توسط امیر لهراسبی |
|
|
میلاد حجت ابن الحسن عسکری علیه السلام بر همه شما مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
87/05/27ساعت 4:5 توسط امیر لهراسبی |
|
|
مرا بازيچهخود ساخت چون موسا كه دريا را فراموشاش نخواهم كرد چون دريا كه موسا را خيانت قصهی تلخي است اما از كه مينالم؟ خودم پرورده بودم در حواريون يهودا را نسيم وصل٬ وقتي بوي گل ميداد حس كردم كه اين ديوانه پرپر ميكند يك روز گلها را خيانت غيرت عشق است وقتي وصل ممكن نيست نبايد بيوفايي ديد نيرنگ زليخا را كسي را تاب ديدار سرِ زلف پريشان نيست چرا آشفته ميخواهي خدايا خاطر ما را نميدانم چه افسوني گريبانگير مجنون است كه وحشي ميكند چشماناش آهوهای صحرا را چه خواهد كرد با ما عشق؟ پرسيديم و خنديدي فقط با پاسخت پيچيدهتر كردي معما را |
|
+ نوشته شده در
87/05/01ساعت 12:59 توسط امیر لهراسبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
20-21سال پیش آرام در صحرای عدم خفته بودم...بی خبر از همه جا !
حضرت رحمان خواست تا موجود شوم ...پس گفت باش... و من در لباس پسرکی معصوم از عدم به وجود پا نهادم ،نامم را عبدالخالق نهادند در آغاز پسری بودم پاک با جسمی از جنس خاک و روحی از عالم افلاک، پرواز برایم آرزوی دوردستی نبود ! با گذشت زمان هر روز بیش از پیش زمینی شدم و معصومیت کودکی را از یاد بردم... اما هنوز ، شوق پرواز دارم ! |
| پیوندهای روزانه |
|
شور شیرین آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
RSS
|